می دونی وقتی
بزرگ بشم می خوام چیکاره بشم؟
کاشف می
شم و جات رو کشف می کنم!!!
آخه دکترا هنوز نتونستن اون قسمتی از قلب رو که جای توئه مشخص کنن.

اما من می خوام
پیدات کنم!
مگه نه اینکه
قلبم به اندازه ی مشت بسته ی دستم بیشتر نیست؟ پس پیدا کردنت توی همچین جای کوچیکی
نباید زیادم سخت باشه... ولی نمی دونم چرا تو این صنوبر کوچیک همیشه گمت می کنم.
می دونم همیشه
توی اون آرومترین گوشه ی قلبمی . همون موقع هایی که سر ِ قلبم خلوت می شه و تنهاست ، اونجا دیدمت.
وقتی جات رو کشف
کردم دیگه گمت نمی کنم!
شایدم
اصلا" رفتم و مخترع شدم و یه گوشی طبی اختراع کردم که هروقت دلم برات تنگ شد،
بذارمش روی قلبم و صدات رو بشنوم...
...خداجونم پس چرا من زودتر بزرگ نمی شم؟