تبليغاتX
تب نامه های طبیبانه...
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم*** به دو عالم ندهم لذت بیماری را

بزرگتر كه شوم مي خواهم طبيبي باشم ...

... آن وقت آتلي مي سازم كه تمام قلب هاي شكسته را با آن ببندم!

آن وقت دارويي به تمام باباها مي دهم كه ديگر هيچ غم و غصه اي نتواند كه موي نازنين سياه آنها را سفيد كند!

آن وقت قطره اي به مادران مي دهم كه در چشم هاي آسماني شان بريزند تا ديگر هرگز غمگينانه نبارند!

آن وقت مرهمي مي سازم كه تمام درد ِ دل ها و دل تنگي ها را تسكين ببخشد!

آن وقت شربتي براي كودكان درست مي كنم تا ديگر هيچ بغضي در گلوي هيچ كودكي نماند!

آن وقت...


  

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 17:39  توسط ناهيد  |